|
|
|
|
|
خردمندانه است هرکس انرا می فهمد سهل و اسان است تو که بهره کش نیستی میتوانی ان را در یابی ترا سزاوار است پس از ان اگا ه شو بی خردان بی خردانه اش می خوانند پلیدان پلیدش می خوانند بهره کش ان را تبه کاری می شمرد ولی ما میدانیم پا یان تبه کا ری است دیوانگی - نه بل پایان دیو انگی است چیستان نه - بل پا سخ چیستا ن ها ست این است ان سا ده ترین چیز که کا ر بستنش دشوار است |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 11:34 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
ای برادر بو ش یعنی ابن بو ش ای چه سیر و سرکه در جو ش و خرو ش ای که میگوئی جهان مال من است ماه و مریخ و عطا رد جمله رو ش ای که نفت و گا ز مفتت ارزو ست با سیا و با ضیاء و با گو گو ش کو دمو کراسی و حق اند ر عراق ؟ کو لباس عدل کاو گفتی بپو ش؟ ای اخی عین نظا م ماستی در لگد کو بیمردم سخت کو ش مثل ما عا جز کشی دارا نو از مثل ما گندم نمای جو فرو ش مثل ما در حقه بازی هفت خط مثل ما مردم فریب و حق فرو ش پندی از ما بشنو ای دا نا ی راز بی ضرر باشد برادر می نیو ش دین حق لبیک گو ی و یا ر باش شربت حق گو ارا خوش نیو ش! این میان ان مشکل فنی ات نیز بر طر ف سا زیم ا ی بو ش چموش ختنه ات سا زد خو د اسید علی تیغ اقا از هزاران برده هو ش تونی بی معر فت را دک نمای نا تو ی اب زیر کاه مرده مو ش دیگ دنیا را نگو ن سا زیم ما گر نجو شد بهر ما گو ئیم به جو ش چون من وتو کنا ر یکدیگر کل دنیا میشو د زیر و زبر (از سایت خانه پنا هجو ) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 0:10 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
محمد علی افراشته یکی از شا عران بزرگ ایران است که یک رو ز در باران در باره او خواهم نوشت و این شاعر تو ده ای و مردمی را معرفی خواهم کرد . او ضاع احوال کنو نی دنیا و به خصو ص و ضعیت بحرانی که برای کشو ر عزیز ما ایران پیش امده مرا به یا د یکی از شعر ها ی گذشته این شا عر در گذشته اندا خت که منا سب دیدم ان را اینجا بیا و رم . حیا کنید ای تا جران اسلحه شرم و حیا کنید شرمی زرو ی ما در و بچه ها کنید ای یا نکیان جنگ طلب بنده دلا ر تا چند کشو ر کره را تو تیا کنید تا کی به سا زمان ملل بازی و فریب وحشی ترین معا مله ها ی نا روا کنید تا کی به اشیا نه این ملت غیو ر بمب نا پالم و میکرب و طاعون رها کنید تا کی زخوی نا حق این مردم رشید در گنج خویش جاری جو ی طلا کنید تا کی اسیر های شرافت شعا ر را در ازما یش اتمی مبتلا کنید ای تا جران اسلحه امپریا لیست پست ای دشمن تمدن شرم از خداکنید مانا به سعی مردم زحمتکش جهان پرتو فکن شود همه جا صلح جا ودان |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 23:34 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
با ان همه سلاح/با ان همه ستوه / با اینهمه گلو له که بر سر تو ریخت ارستو ! این با ر هم درو غ در امد هلاک تو ! /انان که تند تند ترا خاک می کنند انان که زهر خند به لب دست خو یش را با گو شه های پر چم تو پاک می کنند.که دیگر تمام شد دنیا به کام شد تا ریک طالعان تبه کا ر بی دلند - خا دمان غافلند. تو زنده ای هنوز که بیداد زنده است تو زنده ای هنو ز که بارو ت زنده است تو در میان زمزمه دختران کوه در شعر در شراب و شبیخون تو زنده ای اوازه خوان گذشت ولی ترانه اش گل میکند به دامن کو ه پا یه ها / خو ر شید های شب زده بیدار میشوند یک رو ز از کمینگه تا ریک سایه ها / مردی و یک تفنگ / مردی و کو له باری از نان واز غرو ر / ازاده ای گشا ده جبینی/ قامت استو ار /یک رو ز بر وزارت کو با نشسته تند رو ز دیگر به خون /در سنگر بو لیوی - دو ر ازدیار ویار اه ای پلنگ قله - اه ای عقاب او ج / گر افرین خلقی شایسته تو بو د/ مرگی بدین بلندی بایسته تو بو د اه ای بزرگ امید / اینک که مرگ میبردت بر سمند خویش / اینگو نه کا میاب اینگو نه پر شتا ب / گر ارزو ی دیر رست را سراغ نیست در قلب ما بجو ی اتش- اهن ویرانگی و خشم - در قلب ما ببین که ویتنا م دیگری است (سیا و ش کسرائی)
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 22:1 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
اولین چیزی که با ید مشخص شو د این است که (چه)نمی خو است بمیردو می خوا ست زندگی کند و زندگی به بخشد و برای زندگی بجنگد. هما نطو ر که تا زمان اعدامش جنگید برای اینکه اهمیت مرگ وی در بو لیو ی درک کنیم می با یست ایده های انقلا بی وی را به خو بی بشنا سیم تنها راهی که میتو ان از طریق شنا ختی حقیقی کامل از مرد کسب کرداین است که ایده هایش را به خو بی بشنا سیم {ماریا کا رمن - تا ریخ دان و پژو هشگر) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 21:18 توسط محمود نفیسی
|
|
||
|
|
|
|
|
انها که جسد او را از بین بردندتا او به صو رت یک سمبل در نیا ید. کسانی که به دستو ر اربابان امپر یالیست خو د نمی خو استند هیچ اثری از او با قی بماند. اکنون در یا فته اند گرچه جسد وی وجو د ندارد- با اینحال یک دشمن مهیب امپر یالیسم یک سمبل - یک قدرت و یک حضو ر دائمی وجوددارد که نمی توان ان را از بین برد. امرو ز احترام به (چه)سالی یکبار یا۵سال یا ۱۵ سال یا ۲۰ سال یکبار صو رت نمی گیرد. ادای احترام به (چه) هر سال هر ما ه هر روز و در همه جا صو رت می گیرد در کا ر خانه و مدرسه - پا دگان های نظامی - منا زل و در بین کو د کان و پیشگا مان همواره ازاو ستایش می شو د و این جمله هموا ره از سو ی پیشگامان تکرار میشود: پیشگامان کمو نیسم ـ ما همچون (چه ) خوا هیم بود (فیدل کا سترو )۸ اتبر مصا دف است با و داع قهرما نه رفیق ارنستو چه گوا را. اگر چه در این رو ز امپر یالیسم تو انست جسم و ی را از بین ببرد اما اندیشه {چه}تا زما نیکه سو سیالیسم و کمو نیسم و مبارزه با سر ما یه دا ری و جامعه طبقاتی با قی است جا و دا نی بو ده و پیشگام در راه مبا رزه است تا ان هنگام که دنیای فقر و بندگی بپا خیزد
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 20:16 توسط محمود نفیسی
|
|
||