Dave Eggers(دیو اگزرز)یکی از مطرح ترین نویسندگان حال حاضر ادبیات امریکاست . او درسال ۱۹۷۰ به دنیا امددر بیست و یک سالگی پدر و مادر خود را از دست داد و سر پرستی برادر ۸ ساله خود را بر عهده گرفت.او خا طرات این مر حله از زندگی خودرا ذر کتا بی با عنوان (داستان غم انگیز یک نا بغه انگیز)نوشته است.که با استقبال فراوان خوانندگان ومنتقدان رو برو شد.EGGERS صا حب یک رمان نیز می باشد وی هم اکنون مشغول نوشتن رما نی سیاسی است .
وقتی مرد زن را دید از یکدیگر خیلی خوششان امد.مرد گوشش بهتر شنید. و در نگاه او خطوط دنیای
فیزیکی از قبل بو دند. مرد تیز هوش تر شد. چا بکتر شد. و هر روز در فکر و ایجاد کا رهای تاز ه بودکه
او به ان تو جه می کرد. ولی پیش از این برایش چندان جذاب نبود.ولی در حال حاضر انجام شدنشان
ضروری بود ومی با یست در کنار کارهار های جدیدش انجام می گر فت.مرد می خواست با دم و
دستگا های سبک وزن همراه زن پر واز کند.مرد از ها گلا یدر و پا را شوت خوشش می امدو اکنون فکر
می کرد این وجه تا زه ای از زندگیشان خواهد بود.اینکه اند و قادر خواهند بود که اخر هفته ها و تعطیلات
را باهم بگردش بروند اصطلا حات مربوط را یاد خواهند گرفت.عضو کلوب ها می شوند . یک تریلر یا یک
وانت می گر فتند و توی ان دستگا های جدید و بال های تازه حمل می کردند وبا ما شین شان به مکان
های جدید می رفتند تا انها را از بالا به بینند پرواز مورد علاقه مرداین بو دکه نزدیک زمین باشد.کمتر از
یک هزار پای زمین مرد دوست داشت به بینند که چیز های روی زمین به سرعت زیاد حر کت می کنند
مرد می خواست برای مردمی که پا ئین بودند دست تکان دهد می خواست دویدن گو زنها و دلفین ها را
که از سا حل دور می شوند به بیند.مرد امید وار بو د که این همان نوع پروازی باشد که زن می خواهد
انجام بدهد .مرد چندان در این فکر و این شخص و این پرواز غرق شد که اصلا به این مو ضو ع فکر نکرد
که اگر زن را ضی به پرواز نشود چه خواهد کرد.مرد نمی خواست پرواز را به تنهائی انجام بدهد:او تر جیح
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
محمود نفیسی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387
|