تبليغاتX
باران
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
 باید چگونه مرد تا جا ودانه زیست از نصرت الله نوح (نو حیان)

از بعد جند شام و صبا حی هر انکه زیست

با ید عنان به جانب مرگ و فنا کشد

ان لب- که شهد می مکد از جام زندگی

بی شک شرنگ  ها یل مرگ از قفا شود

۸۸۸۸۸۸۸۸

انسان در این جهان

بنشسته بر تکاور  ایام و پشت خویش

بر زندگی نموده- سوی مرگ می رود

باید چگونه مرد تا جا ودانه زیست؟

و عفریت مرگ را

در پیشگاه زندگی پر غرور خویش

خوار و زبون نمود؟

باید به رختخواب پس از ما هها تلاش

با مرگ اه و ناله طفلان شنید و مرد؟!

یا انکه در سپیده دمی پیش از انکه مهر

انوار تا بناک به گیتی پرا کند

اماج گشت بارش سرب مذاب را

در خون طپید و مرد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  |
 شیدا محمدی
خوانندگان باران اگر به یاد داشته باشند در روز شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ اشعار- بوی لیمو-شوهر من-خرداد کور را  از شیدا محمدی اوردیم وبیو گرافی او راهم نوشتیم . امشب بخت با من همراه شد و توفیق زیارت این شاعر خوب را  از نزدیک پیدا کردم  و امید وارم که ایشان  مهر ورزیده و گاهی با فرستادن شعر یا مقاله ای برای باران  خوانندگان را از احسا سات و تراوشات فکری خود بهره مند نما یند. در اینجا شعری را زیر عنوان نو ستا لوژی گفته اند می اوریم و در اینده با اشعار بیشتری از این شاعر خوب و اندیشمند اشنا می شوید

نو  ستا لو ژی

بریده بریده

اسلاید کو دکیم بر دیوار رو برو

مات می شود عکس کهنه ای در نگاه تو

کو چه ام صندلی سفیدی

در سبزی سر زمین تو بود

بر عکس حرف می زنم

اه تهران!

در صندلی سفیدی گم می شوی

وقتی دو لا ستیک کهنه

در چشمانم رد سرخی می اندازد

می ۲۰۰۷

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388  |
 با چشمهای نگو- از شیدا محمدی

با چشمهای نگو!

دلم مرد می خواهد

مردی مثل سپید رود

با پو ستی رو شنتر از ما سه ها

بیا ید قهوه ی صبح را بیدار کند

پلکهای بی حو صله ام بالا بیاید

ودر این گو شه  ی ایوان

به ریش غروب های دلگیر بخندد

دلم مردی می خواهدمردی با چشمهای تا بستا نی

با چشمهای بستنی

با چشمهای نمی گویم!

تنش صخره ها و موج های نا رنجی

و دستهای من

پرنده های سفید تنها ئی

صدایش هیس خیس

خیس هیس

ارام

هنوز از این گوش ما هی.

دلم مرد می خواهد

مردی با زنگو له های کو هستا نی

که از باد بر می گردد

تا رانهای کبود مرا

از رود بگیرد

و در باران های تا ریکم

نان و کباب و چراغ بیا ورد

شنیده ام به سرش که می زند

از مرگ جلو می زند

از دور مرا نگاه می کند

که در این سطر

قرمز می رقصم

شنبه ۲۶ اپریل ۲۰۰۸

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388  |
 شو خی

شو خی

       

در سر زمین خا طرات

پر چین های شمشاد مرور می شوند

و سا قه های نا زک امید

میان سیم های قفس روز مر گی می رو یند

هر روز تصویری از طلو ع و غروب میان اینه می گذرد

تکه ابری راز مهتاب را تا صبح در دل نگه داشت

میان اسمان دوید و نا شیا نه خورشید را بو سید

باران شد و بارید

و مهتاب میان هزاران قطره رو ئید

گیسوان نرم بید -روی شا نه های نسیم خوابید

قا صدک خسته از سفر- روی دیوار سنگی با غ نشست

ارام زمزمه کرد:

قلب عشق را

اشک عا شق را

قسم عشق را

هیچوقت شو خی نگیر

مینا ۱۵/۱/۸۸

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در شنبه پانزدهم فروردین 1388  |
 سیز ده بدر به روایت سعید نفیسی- بخش دوم

سیزده به رو ایت سعید نفیسی

در روز های سیز دهم فر وردین جمع کثیری که نمی خواستند چندان

از شهر دور بشوند یا به دو لاب  و کشتزارهای مشرق تهران  و یا به

امام زاده حسن  و امام زاده معصوم  در مغرب شهر می رفتند  ونا چار

پیاده این مساحت را طی می کردند                                           

تنها عده ای با الاغ کرایه ای به انجا می رفتند در سیزدهم ماه صفر که ان

روز را نحس می دانستند  واز خانه بیرون می رفتند و یا در روز سو گواری

امام دوم به منا سبت اینکه امام زاده حسن را از با زماندگان وی

می دانستند باز مردم به این امام زاده هجوم می کردند و دسته دسته

جوانان هم سن  من ذر خیابا نهای اطراف در وازه باغ شا ه  و  یا در وازه 

قزوین  که بر سر راه این امام زاده بود گردش می کردند و باز با زار مردم

چشم چران گرم بود                                                                

مراسمی  که در روز  سیزده بدر هنوز معمول است مانند اش رشته پختن 

 و علف گره کردن و شادی کردن  و دست افشاندن  و پای کو بیدن

و بر روی سبزه نشستن  و بازی های دسته جمعی با الک و دو لک کردن و

دست افشاندن و پای کو بیدن  و بر روی سبزه نشستن  و بازیهای

دسته جمعی با الک و دو لک و تو پ کردن و پشتک و اروزدن  و کو لی

گرفتن و جفتک و چهار کش زدن  و انواع  با زی های با ستانی ملی

ایران به مراتب بیش از حا لا رواج داشت. از ان زمان عرق خوران هم بودند

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در جمعه چهاردهم فروردین 1388  |
 سیز ده بدر به روایت سعید نفیسی

سیز ده بدر به روایت سعید نفیسی

سر انجام مرحوم برادرم با غی در اکبر اباد نزدیک با غ شاه خریدکه

سا ختمان مختصری داشت و ان را اصلا ح و تکمیل کرد و از ان روز

به بعد دیگر جای مستقل  و مخصوص خود داشتیم و از کرایه نشینی

در این سو ی و ان سوی معا ف شدیم در این تفریح های خا نو ادگی

بسته به اهمیت ان روز گا هی تا شست هفتاد نفر زن و مرد خا نواده

دعوت می شدند و گروه خردسالان و جوانان خا نو اده از برادر و خواهر

و برادر زاده- پسر خاله  و دختر خاله و عمو زاده ها و خاله زا ده های دور

و نزدیک که من باز از همه دو سال بزرگتر بودم راستی بهشتی برای ما

جوانان و خر د سا لان تشکیل می داد و هر گاه به یاد ان رو ز ها می افتم

با همه  خو شی ها و سفر های دور و  نزدیک که من  در شرق و غرب

و شمال و جنوب جهان بهره من شده است یاد ان رو ز ها برای من  دل

پذیر تر است.جوانی بود - نعمت بود- اسایش بود-حس خا نوادگی

و پرستش و احترام و عقیده بزرگ تر ها بود دل خوش بود- دغدغه زندگی

نبود گذشته همیشه رو شن و ارام بخش و اینده پر از امید و ارزو های

براوردنی و روا شدنی بود-این حرص ها و ازها و طمع ها و نگرانی های

ما دی و معنوی نبود- زندگی واقعی همین بود و هر چه پس از ان در ایران

دیدیم و درک کردیم جز ملال و پریشانی  . اشفتگی نیا ورد.              


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388  |
 سیزده بدر - بخش دوم

 

سیزده بدردر روز سیز ده بدرهر کس بر خود میهمان است. از روز

دوازدهم- که دید و بازدید های نو روزی پا یان یافته- همگان به تهیه مقدمات

سیز ده بدر مشغول می شوند. چه با ید فردا را ذر صحرا بگذرانند و صبحانه

و نا هار شان را بیرون از خانه بخورند. بر طبق عادت هر ساله- چند خانواده

نزدیک با هم به سیزده بدر می روند در ایام نو روز که یکد یگر را ملا قات

می کنند و قرار و مدارهای روز سیزده شان را می گذ ا رند.بطور معمول

مقداری غذا از شب قبل در خانه درست می کنند.وباخود بر می دارند. فقط

اش رشته را-که بطور حتم باید بر سر سفره سیز ده بدر با شد- در  خارج

از خانه می پزند. و از قبل معلوم کر ده اند که هر خانواده  چه وسائلی را

با ید با خود بر دارند. نا هار سبزی پلو - با کو کو و قورمه سبزی است.

شب سیزده بدر تنور ها داغ است و اجا ق ها گرم. در روستا های خراسان

و یزد و خور که (قلیف پختن)Qalif+ نان ضخیمی از ارد سمنو و رو غن و

کنجد - معمول است که برای سیز ده بدر هم درست می کنند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388  |
 سیز ده بدر- بخش اول

سیزده بدر

فردا مصادف است با  روز سیزده سال ۱۳۸۸ منا سب دا نستم  مطلبی                               

 در باره ان در ( باران) بیا ورم                                                                                                                       

اندیشه والا و انسا نی ایرانی هر عزیزی را-هر بزرگی را- و میهمانی را

به نیکو ئی می پذیرد و پیشواز می کند و به نیکو ئی می نوازد و گرامی

می دارد و به نیکو ئی بدرقه می کند. نو روز بزرگ را با چهارشنبه سوری

استقبال کرد و اینک (سیزده بدر)  که   از اخرین جشنهای نو روزی است

در این روز غم و غصه و رنج و خمودی حرام است. و همگان می خواهند

که (سیزده) زودتر بگذرد و زندگی عا دیشان را اغاز کنند                     

بعضی را اعتقاد بر این است که شنا ختن سیزده بدر به عنوان روز نحس

از نخستین سال رصد زردشت بو ده است. بدین گو نه که در ان سال

سیزدهم فروردین ثابت بهاری با سیزدهم ماه قمری برابر افتاد و از این رو در

نزد منجمان رو زنحس به شمار امد. زیرا ستاره شنا سان  روز استقبال را

که ماه و خورشید  رو بروی هم قرار می گر فتند نحس می دانستند و

معتقد بودند که باید  در این روز دست از کار کشید و از خانه بیرون شد.

هم اکنون نیز در بعضی نقاط کشور انقدر از عدد سیز ده و حشت دارند

که به هنگام شمارش  کلمه زیا ده را بکار می برند. گروهی اتقاد دارندکه

اگر کو دکی در روز سیزده نو روز متولد شود همیشه بیما ر است و اگر

دختری در این روز شوهر کند هوو به سرش می اید                                   

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه یازدهم فروردین 1388  |
 
 
بالا