تبليغاتX
باران
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
 نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران- بخش ششم

سند شفاهی دومی که در همان جلسه ارائه کردم مربوط به خانمی بود به نام سعیده پور اقا ئی. گفتم که در باره فردی به این نام هم به من خبر ها ئی داده اند و می گویند فرزند جا نباز است که البته چون خود در خصوص ان خبر نداشتم و خانواده او را ندیده بودم در خصوص او محکم صحبت نکردم و خیلی سطحی از کنار ان گذشتم و در همین حد اشاره کردم که به هر حال برای او در تهران مجلس ختمی بر گزار شده است. این سست ترین موردی بود که در جلسه اول ما با کمیته سه نفره بدان اشاره شد و خیلی سریع از ان گذشتیم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 چهره شب - از مینا

چهره شب

من امشب

چهره خسته خورشید را دیدم

که ارام در اغوش دریا به خواب رفت

وگلهای ناز                                          

عاشقانه در میان ستا ره ها روئیدند

نوازش نور گونه هایم را بوسید       

اتشی از دور و درسکوت                


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 نامه کروبی خطاب به ملت ایران بخش پنجم

بدین ترتیب حوا دثی که از سر یکی از شهود ما گذشت درسی شد تا بقیه شهود را دست و پا بسته در اختیار دادستان معزول قرار ندهیم دادستان کل کشور اقای دری نیز از سمت خود بر کنار شده و بنا بر این تمام درها بسته شده بود این در حالی بود که فحا شی ها علیه مهدی کروبی از تریبون های رسمی و توسطمطبو عاتی که از پول بیت المال ارتزاق می کردند نیز هر روز فزونی می گرفت. اینچنین بود که نا مه ای به ریاست جدید قوه قضا ئیه نوشتم و درخواست دادخواهی و رسیدگی به ما جرا ها را کردم. در نتیجه ی این نامه بودکه کمیته ای سه نفره به دستور ریا ست جدید قوه قضا ئیه تشکیل و مسئول پی گیری حوادث بعد از انتخا بات و رسیدگی به خانواده مصدومین روحی و جسمی شدجلسه اول تشکیل شد که جلسه خوبی هم بود. در این جلسه علاوه بر سندی که پیشتر در اختیار دادستان تهران و دادستان کل کشور قرار داده بودم دوسند دیگر نیز ارائه کردم که اکنون بر خود می بینم شرح کا مل تری از انها را برای شما مردم گزارش دهم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 بی انقلاب قصه ی ما سر نمی شود- از محمد علی اصفهانی

بی انقلاب کار میسر نمی شود

وین جنبش از شعار فراتر نمی شود

باید که شیخ را بفرستیم پیش شاه

حا صل ازین دو (شین) به جز شر نمی شود

دیگر به نام میهن و دیگر به نام دین

جز خر ازین به بعد کسی خر نمی شود

میهن به تاج و تخت ندارد نیاز و نیز

دین خدا حراج به منبر نمی شود


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در دوشنبه سی ام شهریور 1388  |
 نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران بخش چهارم

ان روز گذشت و فردای ان همان پسر وحشت زده نزد من امد و   گفت ر فته اند و در محله از خانه و همسایه در باره او تحقیق کرده اند گفتم وحشت نکن  هدف انها کشف حقیقت است پسر اما باری دیگر به من مرا جعه کرد و گفت انها ما جرا را برای پدر او گفته اند و ابرویش رفته است و پدر او مدام گریه می کند از پسر خواستم که پدرش را نزد من اورد تا با او سخن بگویم و ارامش کنم پسر رفت اما دیگر خبری از او نشد پس از مدتی سه شنبه گذشته پدر به سراغ من امد در حالیکه نگران فرزندش نیز بود مردی بیش از هفتاد ساله و محترم را دیدم که اندوه از چهره و سخنش می بارید می گفت ما مسلمان و مذهبی هستیم و چرا با ما چنین کردند؟عکس هائی را از جیب خود دراورد و نشا نم دادتا از سابقه شان گفته باشد تصویر هائی از زمان جنگ که پسر مجرو حش  را خوابیده بر تخت بیما رستان نشا ن می داد در حالیکه رهبر فعلی- رئیس جمهور وقت- در عیا دت از مجرو حین بر سر تخت او ایستاده و در حال بوسیدن فرزند مجروح اوست و فرزندش نیز دست خود را بر گردن ایشان انداخته است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388  |
 نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران بخش سوم

نامه ای که به رئیس مصلحت نظام نوشته بودم برای بر رسیی در اختیار رئیس   قوه قضا ئیه قرار گرفت و ایت الله شاهرودی نیز دستور پی گیری ما جرا را به دادستان کل کشور دری نجف ابادی داد اقای دری تماسی بامن گرفت ومقررشد تا نما ینده ای را نزد من بفرستد ان نماینده امد ومن ازباب نمونه فردی را که مدعی بود علاوه بر شکنجه مورد تجاوز نیز قرار گرفته است به ایشان معرفی کردم نما ینده اقای دری نیز تا کید کرد که کسی از ما جرا خبر نشود تا خللی در روند رسیدگی پدیدار نگردد.وحتی در خواست کردکه باز جوئی خارج از محل دفتر من و در مکانی دیگر صورت پذیرد که کاملا محفوظ بماند تا اینجای کار بر خورد ها معقول بودتا اینکه پای دادستان اکنون معزول تهران به ما جرا گشو ده شد او تماسی با من گرفت و گفت که نماینده ای را برای بر رسی ما جرا به ملاقاتم می فرستد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388  |
 نامه مهدی کروبی خطاببه ملت ایران بخش دوم

خدایا مهدی کروبی چه می دیدو چه می شنوید؟یا للعجب!کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهر وندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان - توسط افرادی بی نام و نشان تر- هر عمل قبیح و غیر معمو لی بر او صورت گرفته است از لخت و عریان کردن افراد  و نشاند ن انها در مقا بل یکدیگر تا فحا شی های و قیحانه و ادرار کردن در صورت انها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیا بان اینها کم نبود که خبر از تجاوز به  دختران و پسران در باز دا شتگاهها نیز رسید با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388  |
 نامه اتحاد جمهوریخواهان به سران کشورهای غربی
وقتی احمدی نژاد سخنرانی می کند نمانید در این نامه ار سران کشور ها خواسته شده هنگام سخنذانی احمدی نژاد سالن سخنرانی را ترک کنند
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388  |
  از نامه 27 استاد دانشگاه به علی خامنه ای
روش سیاسی شماو حکومت ولائی تان هم هیچ شباهتی با روش سیاسی حکومت علوی ندارد امام علی نه تنها هیچ کسی را مجبور به بیعت نکرد  بلکه حقوق هیچ مخالفی را از بیت المال قطع نکرد و هیچ مخالفی را قصاص قبل از جنا یت نکرد . در حالی که حکومت ولائی شما نه تنها مردم را از حق حکومت محروم سا خته بلکه مخا لفین را به گناه نکرده قصاص کرده  و دست تجا وز به مال و جان و نوامیس مخالفین گشوده و پای اهانت و تحقیر بر حیثیت و کرامت انسانی ملت بزرگ ایران نها ده است
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388  |
 نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران بخش اول

نامه مهم مهدی کروبی خطاب به ملت ایران و افشا گری جدید:

قبای اقا یان لای در مانده است

نامه مهدی کرو بی خطاب به ملت ایران:محکمه واقعی در میان مردم است و با ید به میان مردم رفت و دید که انها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود میدانند/خدایابه تو پناه می برم از این فجا یعی که جمعی مسبب ان  بو ده اند و نه تنها ما یه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده  است                                                                                        


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388  |
 کمی هم بخندید! با حا لترین پدر بزرگ

پدر بزرگ و ما در بزرگ رفته بودن خانه نوه اشان که شب انجا پیش نوه اشان به مانن در انجا چشم پدر بزرگ به یک قوطی که  پشت ان نوشته    شده بود (قرص ویا گرا)افتاد از نوه اش  درباره ان پرسید  نوه اش گفت: این به درد شما نمی خوره چون هم خیلی قویست و هم گرانست . پدر بزرگ پرسید مثلن هر قرص چقدره؟ نوه پاسخ داد: هر قرص ۱۰ دلار. پدر بزرگ گفت مهم نیست یک دانه به من بده فردا که می خوام برم پولش را میدم . نوه موافقت کرد و یک قرص به پدر بزرگ داد . فردا موقعی که پدر بزرگ  به اتفاق مادر بزرگ می خواستند به خانه خودشان   بروند       پدربزرگ   ۱۱۰ دلار به  نوه داد نوه تعجب کرد و گفت ولی من     گفتم فقط  قرصی۱۰ذلار  پدر بزرگ گفت من هم همان ۱۰ دلار را دادم ۱۰۰ دلار دیگر را مادربزرگ داده است که به تو بدهم                                                                             .                                                                                                

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388  |
 نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران

جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد!

نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران

افشا گری جدید

عبای اقایان لای در مانده است

درباران خواهد امد

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388  |
 پو زش و معذرت

به سبب پاره ای اشکالات فنی بخش سوم نامه عبد الکریم سرو ش که پس از بخش دوم بود در این قسمت امد بدین وسیله از خوانندگان "باران"پوزش می خواهم                                 

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388  |
 نامه عبدالکریم سروش بخش سوم

می دانستم که ما دران دا غدار و پدران سو گوار در خفا می سو زند و می گریند و به زبان حال و قال با خدا می گو یند :                                                                                                                  

ربنا اخر جنا من هذه القریهالظالم اهلها و  اجعل لنامن لدنک ولیاو اجعل لنامن لدنک نصیرا(خداوندا ما را ازاین محیط پر ستم نجات بخش و برای ما یا وری بفرست)                                                         


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388  |
 از دحام - از مینا

در از دحام سا قه های سبز و عشق افتا بگردان  

گرگ ها بیدار و از بوی خون مستند                 

کیست که از ارامش اقیانوس می هراسد؟        

و هر شب                                               

با هزاران سحر و افسون وبند                         

بازهم کا بوس می بیند؟                               

افکار مسموم را میان اندیشه های  زلال             

جاری نکن                                                 

قطره های اشک سرخ و گرم                           

بی تابی یک نگاه در گریز                                

لرزش دستی که ساقه ای سبز را بوسید           

به زمان نیندیش                                          

زیرا که بهار در دست تو ست و راز گو نه های      

نمناک را پنهان می کند                                  

ما عشق بها ر را نه در جویبار                         

که میان رگها یمان جاری کرده ایم                    

-مینا۸۸/۶/۲۱

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388  |
 نامه عبدالکریم سرو ش بخش ششم و بخش پا یانی

ما ازادی را ارج خواهیم نهاد و قدر خواهیم دانست همان ازادی که شما به ان ظلم کردید و قدرش را ندانستید.و اکنون مظلمه اش را می بریدفاشیسم مشتریان به شما فرو ختند که ازادی یعنی بوالهوسی و ابا حی گری و لا ابالی رو شی. وندا نستند که شفای امراض مهلک نظام شما در این خجسته ازادی است. بی جهت بدنبال مفسدان اقتصا دی می گر دید(که در ان هم عزمی و جدیتی نیست) . اگر مطبو عات را ازاد می گذا شتید  فساد ها را رو می کردند  و مفسدا ن جرات فساد  نمیکردند می گذاشتید نقد شما را بگویند تا شماهم به ورطه استبداد رای و نخوت شو کت و فساد قدرت در نمی افتا دید  می گذاشتیدسخن را ستین مردم را با شما در میان گذارند تا مستی بی خبری از سرتان بپرد. انها مدارس میهن اند-  نه "پایگاه دشمن"و چه باک که در های مدارس باز باشدو شماهم د ر ان شاگردی کنید                                                                                                                                                                                                       

ما دیانت را هم ارج خواهیم نهاد -همانکه شما ان را بازیچه مصالح قدرت خواستید و بنام ان درس غلامی و غمناکیبه مردم دادید و ندا نستید که شادی و ازادی با ایمان راستین هم پیما نند و اخبار فقیها نه- حرمت مو منانه را می ستاند و قدرت شریعت  هم  قدرت و هم شریعت را فاسد میسازد.             حکو مت بر مر دمی شاد و ازاد و اگاه و چا لاک افتخار دار د نه مردمی دربند و غمناک                              


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388  |
 نامه عبدالکریم سروش بخش پنجم

اقای خامنه ای

بارها حا فظا ن -حکام جابر زمانه را بزبان رمز مو عظه کردند که:

با دعای شب خیزان ای شکر دهان مستیز

در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

و گفتند:

مکن که کو کبه دلیری شکسته شود

چو بند گان بگریزند وچا کران بجهند

نشنیدند و عا قبتشان را شنیدی.

جنبش سبز برای افریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای که پا ئی در زمین وسری در اسمان دارد و به اذن خدا در    ثمر بخشی است(اصلها ثابت و فرعها  فی سما ء- سوره ابراهیم) این جنبش شهید سبز خودشعر و شا عر سبز خود- هنر و ادب و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا کر ده است محصول بیست سال جهاد فر هنگی و در د مندانه      رو شنگران و پیکار گرانعرصه سیاست و فر هنگ است بیهوده می کو شید بانظا می گری و انوری پر وری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود ان را در هم بشکنید.                                                                                   


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در شنبه بیست و یکم شهریور 1388  |
 نامه عبدالکریم سروش بخش چهارم

سالها اعوان و انصار شمازیر چتر حما یت و لایت شما چون شغالان گرسنه  در     

          پو ستین خلق افتا دند و امنیت و عدالت را از مردم ربو دند- دهانشان را بستند عزتشان را ستا ندند را حتشان را گر فتند گلو یشان را فشردند- خون در دل و اشک در چشمشان نشاندند- زهر قساوت رابه انان چشا ندند  و چون قومی اشغال شده به اسا رتشان گر فتند حقو قشان را پا مال کردند- ازا دیشان را به تا راج بردند- حر متشان را شکستند - افکا رشان را به سخره گر فتند - دینشان وارونه کردند-         کار خانه مقدس تراشی شدند و به نام دین خرافه فر و ختند کا مشان را تلخ و روزشان را شب کردند دست خیانت درصندوق اراءشان گشو دند- ور ای اها نت بر     کرامتشان نهادند دانشگاه ها رابه دست جهال سپردند و بیت الا جزا ئی بنام           صدا و سیما را از درو غ و تهمت انبا شتند- و درس غلامی و غمنا کی به مردم دادند  نظر حرام نمو دند و خون خلق حلال- اجتما عات درو غین و گزاف بر پا کردند و لاف زنان به مردم دنیا فرو ختند که همگان عاشقان سینه چاک  نظام و لا یتند در زندانها و      قتلگا ه ها از قتل و تجاوز و تعدی و ضرب و شتم  و جرح و شکنجه ان کردند که مغولان  نکر دند                                                                                                                                                         


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در شنبه بیست و یکم شهریور 1388  |
 نامه عبدالکریم سروش بخش دوم

{"پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن"قصه جمهوری ولا ئی شما بود و اینک خدا را شکر که رده عصمت درو غین این دیو دریده شد . رازش فاش و مشتش باز شد و تر دا منی اش بر افتاب افتاد  وجهانیان با خشم و حیرت وبرهنه  ان را مشاهده کرد                                                                                                                                                         


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در شنبه بیست و یکم شهریور 1388  |
 بچه ها ازادی به انگلیسی چی میشه؟ از نو شا به امیری

این روز ها فیلمی روی فیس بوک هست که یک شبکه تلویزیونی غربی پخش کرده و عنوانش چنین است:"مردم و قدرت" گزار شگر این شبکه همراه با جوانان میهن ما- جنبش سبز را دنبال کرده و اینکه <<سبز ها>> چه می خواهند و چه می کنند. این گزارش زیبا را باید بطور حتم دید-به ویژه انجا که پسر جوانی-کلافه و در عین حال به هوش" در برابر        سئوال گزارشگر غربی- از دو ستانش می پرسد: بچه ها ! ازادی به انگلیسی چی میشه؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در جمعه بیستم شهریور 1388  |
 تسلیت به اقای نا صر زر افشان

تسلیت به اقای نا صر زر افشان

ناصر زر افشان وکیل بر جسته و نویسنده مبارز و عضو کانون نویسندگان ایران برادر خود را از دست داد بدینوسیله به او و خانواده داغدارش تسلیت می گویم (محمود نفیسی)                                       

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در جمعه بیستم شهریور 1388  |
 نامه عبد الکریم سروش به علی خا منه ای

نامه دکتر عبد الکریم سروش به علی خا منه ای

"خیانت و تقلب کم بوده است  دست به قتل و جنا یت زدید"

خیانت و تقلب کم بود دست به قتل و جنا یت بردید خیانت  وجنایت بس نبود تجاوز به زندانیان را بر ان افزودید. قتل و تجاوز و تقلب هنوز کم بود تهمت های جا سوسی و ناموسی را هم بر ان اضافه کردید. درویشان و رو حا نیون و نویسندگان و دانشجویان راهم امان ندادید واز دم تیغ گذراندید عاقبت هم به جانیان و با نیان جایزه دادید و ریش سر باز بی نوائی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است ازصبر خدا در شگفت بودم . می دانستم: لطف حق با تو مدا را ها کند- چونکه از حد بگدرد  رسوا کند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در جمعه بیستم شهریور 1388  |
 کامپیو تر زن است یا مرد؟

کا مپیوتر زن است یا مرد؟

استاد زبان فرانسه درمورد مذکر یا موءنث بودن اسمها توضیح می دادکه پرسید:کا مپیوتر مذکر است یا موءنث                                                    

کلیه دانشجویان دختر جنس را یانه را به دلا یل زیر مرد اعلام کردند:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388  |
 سجاده فرش عنف و تجا وز--سیمین بهبهانی

سجاده فرش عنف و تجا وز

ازشرع غیر نام نما نده است از عرف جز حرام نما نده است

بر مدعا گواه گرفتم جسم ترانه قلب ندا را

انصاف را به هیچ شمردند بس خون بیگناه که خوردند

شرم ایدم دگر بگویم که بردند ابروی حیارا

سیمین بهبهانی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388  |
 چرا تاریخ چند بار تکرار می شود؟ از مریم سطوت

تصویر داد گا های نما یشی از مقابل چشمانم می گذرد: نگاه نگران و پر معنی زید ابا دی چشمان سرخ حجا ریان لکنت زبان سعید شریعتی لبخند بی رنگ ابطحی..از خود می پرسم "چندمین باراست که چنین صحنه ها ئی را می بینی؟                                                       


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در شنبه چهاردهم شهریور 1388  |
 چرا تاریخ چند باره تکرار می شود-از مریم سطوت
مریم سطوت بانوئی است اندیشمند که مقاله کوتاه ولی بسیار جالب و دلنشین  زیر عنوان۰ :چرا ناریخ چند بار تکرار می شود  نوشته است متن این مقاله و  اظهار نظر کاربران  را در باره ان در باران خواهید خواند
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در جمعه سیزدهم شهریور 1388  |
 نام ونشان جان با ختگان راه ازادی
در گذشته نام و نشان ۲۲ نفر از جان با ختگان راه ازادی را در باران اوردیم .اینک  نان و نشان ۷۲ نفر از جان باختگا ن راه ازادی ایران را که در  رویدادهای اخیر به شهادت رسیده اند بدست اورده ایم که بزودی ان را  انتشار خواهیم داد
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در جمعه سیزدهم شهریور 1388  |
 خود کار قرمز

شنیدم در زمان خسرو پرویز

گرفتند ادمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی

وبعض گفتمان های سیاسی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در جمعه سیزدهم شهریور 1388  |
 سحر از مهدی اخوان ثالث به بهانه سال روز تولد اخوان که سوم شهریور بود

سحر

از ظلمت رمیده خبر می دهد سحر

شب رفت وبا سپیده خبر می دهد سحر

در چاه بیم  امید به ماه ندیده داشت

واینک زمهر دیده خبر می دهد سحر


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388  |
 نقدی بر فیلم ملکه ومن از سیروس ما هان بخش دوم

ایا نطفه ی انقلاب ۵۷ در فردای کودتای ۲۸ مرداد بسته نشد!؟

ایا رژیم اسلامی محصول رژیم پهلوی و فرزند خلف ان نیست!؟

ایا نظام پادشاهی و اسلامی با دمو کراسی در تضاد نیست!؟

نام فیلم:ملکه ومن

فیلم ساز:نا هید سرو ستانی

ژنر:مستند                                 

زمان: نود دقیقه                        

نقد: از سیروس ما هان           

syrusmahan@yahoo.com

بخش دوم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه دهم شهریور 1388  |
  محمد رضا شفیعی عازم ایالات متحذه امریکا شد

ا گاه شدم که  محمد رضا شفیعی کد کنی که از دوستان خوب من است در استانه هفتادسالگی برای تدریس در دانشگاه پرینستون  در ایالت نیو جرسی راهی ایالات منحذه امریکا شد به گزارش خبر نگار مهر و ی پنجشنبه هفته گذشته برای یک فرصت مطالعاتی یک ساله جهت  در دانشگاه ایران را به مقصد امریکا ترک کرد                                                                                                            

خبر های تا ئید نشده مبنی بر صدور حکم بازنشستگی وی به گوش می رسد  با این حال تا کنون هیچ مقام رسمی در دانشگاه تهران ویا وزارت علوم این خبر را تائید نکرده است شفیعی کدکنی از جمله نویسندگان وشاعران مشهور ایران به شمار می رود که با تخلص م.سرشک اشعارش را منتشر کرده  است و در میان کارهای وی   (کتاب موسیقی شعر) دارای جایگاهی ویژه است در میان مجموعه اشعارش نیز (در کوچه با غ های نیشابور) اوازه بیشتری دارد                                            

زمزمه ها-شبخوانی-از زبان برگ- بوی جوی مو لیان-ازبودن سرودن-سال درخت- درشب باران-هزاره دوم-اهوی کوهی  پاره ای از کتابهی شعر وی هستند صور خیال در شعر فارسی-موسیقی شعر و شاعران دوره مشروطیت- -تصحیح اسرار التوحید-تصحیح اثار عطار  نیشابوری( اسرارنامه-منطق الطیر-دیوان عطار-مختار نامه) و افرینش و تاریخ نیر از جمله کارهای نظری و انتقادی و ترجمه وی شمرده می شوند به امید موفقیت هر چه بیشتر محمد رضا شفیعی کدکنی                                                  

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه دهم شهریور 1388  |
 نقدی بر فیلم ملکه ومن از سیروس ماهان

                   ملکه و من

نقد از سیروس ما هان

cyrusmahan@yahoo.com

اسم فیلم: ملکه ومن

فیلم ساز: نا هید سروستانی

ژنر:مستند

زمان: نود دقیقه

سیروس ماهان نقد ی بر این فیلم نوشته است که  ان را در دو قسمت می خوانید

   یکی از فیلم هائی است که بتازگی ساخته شده و به نوعی به ایران و ایرانی مربوط میشود از انجا که خانم نا هید سروستانی چهره ای از خانم  فرح بدست می دهد که با حقیقت ارتباط ندارد منقد بر ان شده است که تصویری راستین از  وی بدست بدهد ودرضمن فیلم را از بعضی  زوایای دیگر بر رسی کند . خود فیلم ساز از اینکه در پروسه فیلم به یکی از طرفداران فرح تبدیل شده سخن گفته است ومنتقد ان را ترسیم کرده است اینکه فیلم از اشکالات تکنیکی و فیلم سازی بری نیست مورد نظر نیست اما انچه را کاندید نقد این قلم کرده است همانا پیام ان یعنی تجلیل از سران سنگدل نظام سرنگون شده است. که سال های سال جز سر سپردگی به غرب و سرکوب توده ها کار عمده دیگری نکر ده اند.پروسه تبدیل این فیلم سازبه یکی  از هواداران و مال خود کردن این فیلم از طرف سلطنت طلب ها در عین حال که ساده به نظر می اید پیچیدگی خاص خود را نیز دارد نخست شخصیت این هنر مند را در هم می شکنندو بعد اعتماد به نفس اورا بکلی از ا  و می گیرند وبعد یک نقش کوچک دنباله رو به او می دهند وتا اخر در همان موقعیت نگه می دارند شکست شخصیت فیلمساز از انجائی اغاز می شود که فرح در اولین دیدار اورا برای مدتی به انتظار می گذارد فیلمساز بدون اینکه از این حقه روانی که در باز  جوئیهابه کرات بکار گرفته می شود اگاه باشد درست در همینجابه دام دستگاه سلطنت می افتد و استفاده از این شیوه توسط دستگا های امنیتی رژیم های سر کوبگر در بسیاری از نقاط جهان  امر روز مره ایست عدم اگاهی از این متد برای کسی که می گوید از هواداران یک جریان کمو نیستی بوده است عجیب می نماید  میخ ارباب- رعیتی نیز درست در همین نشست وقتی فرح اعلام می کند که فیلمساز اورا تنها شهبانو خطاب کند کو بیده می شود .خانم سروستانی بدون انکه بداند دم و دستگاه سلطنت از همینجا عنان فیلمش را بدست گرفته و اورا تبدیل به مهره کو چکی در این فیلم کرده اند به بازی ادامه می دهد یک نیرنگ دیگر هم که علیه این مستند سازبه کار می گیرندقابل ذکر است از انجا ئی که پس از مطا لعات بسیار در مورد این فیلمساز متوجه شده اند که چقدر به سا خت این فیلم علاقه منند است حالا به دلائل مختلف از جمله فروش ان  اینگونه وانمود می کنند که چون به گذشته کمو نیستی او اگاه شده اند فیلمبرداری را قطع می کنند نقطه ضعف این هنر مند را پیدا کرده اند حالا دیگر هرچه بخواهند بر سرش می اورند این حضرات وقتی بر اریکه قدرت بودند خروار خروار پول مردم ایران را می دادند تا برایشان مستند های سفارشی بسازند حالا این یکی به پای خود به دام افتاده بود تا حد اکثر استفاده را از او ببرند خانم سروستانی از اینکه هوادار یک سازمان کو چک کمو نیستی بوده است در برابر ملکه اش شرمنده است باید به بینید تا متوجه شوید چگونه و با چه شرمندگی و عجز ولا به این را اقرار می کندنا هید سرو ستانی نمی داند ویا می داند و کتمان می کند که یک ساز مان کمونیستی هرچقدر هم کو چک-افشره یک دوره بزرگ مبارزه تاریخی برای ازادی است و تحت هیچ شرایطی نباید کم اهمیت جلوه داده شود حالا به گذشته افتخار نمی کنید-انزجار هم نکنید   دریک جای دیگر فیلمنیز خانم سروستانی را ازقطع فیلم می ترسانند می گویند  در فلان مصاحبه با ما مهربان نبوده اید این فیلمساز اماتور که ساخت فیلم را بر هر خفتی ترجیح می دهد دستپا چه شده و ضعف خودرا به عین نشان می دهد سلطنت طلب ها هر گز نمی توانستند این نیرنگ ها را علیه فیلمسازانی همچون بصیر نصیبی-رضا علامه زاده-عباس سما کار-و مسعود رئوف و دیگر فیلمسازان مترقی ایران بکار گیرند بنا براین به فیلمسازی که شخصیتش را در هم شکسته اند نقش یک رعیتی را وا گذار می کنند که هیچگونه رائی از خویش نداشته است و هر انچه دستگاه سلطنت طراحی می کند او اجرا می کند  . اگر این فیلمساز به سفارش فرح ان را سا خته بود چندان مساله ای نبود اما اینکه وانمود شود به عنوان یک هنر مند چپ این پروژه را انجام داده است قابل گذشت نیست کمو نیست ها عنا صر اگاه طبقه کارگرند و هنر مندان کمو نیست هنر شان را فقط در راه رهائی این طبقه به کار می گیرند کمونیست ها هر گز افتابه به دست به شستشوی دیکتا تور ها نمی روند  فیلمساز دنباله شهبانویش راه می افتد و هرچه این بگوید ان ضبط می کند تا تصویری انسانی از او بسازد بدون اینکه مسئولیتی را در قبال این تصویرسازی بعهده بگیرد یا اینکه از وجود چنان مسولیتی با خبر باشد در جای جای این فیلم کو شش شده است که یک تصویر انسانی از یک ادمی سا خته شود کهاز ازدواجش با محمد رضا تا کنون انساندوستی اش مورد تردیدقرار گرفته بود بازدید فرح از یک بیمارستان و چیز ها ئی شبیه ان که بطور صرف برای عوام فریبی تو ده هابه اجرا در امده است در روز گار خود نیز نتوانست مردم را تحمیق کند حالا این فیلمساز خیال می کند خا طرات مردم ایران خط خورده و شاید بشود برای ملکه تاج با خته اش ابروئی دست و پا کند( دنباله این نقد را در بخش دوم بخوانید) 

 

      

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در سه شنبه دهم شهریور 1388  |
 یکی دیگر از جان با ختگان راه ازادی

بدین وسیله در گذشت غنچه پر پر شده مرحومه

سعیده پور اقائی (امائی)

تنها فرزند جانباز شهیدعباس پور اقائی(امائی) را

به اطلاع اقوام و اشنا یان  می رساند

به همین مناسبت مراسم بزرگداشت ان عزیز

نوشکفته روز شنبه ۷/۶/۸۸ از ساعت ۳۰/۱۷ الی ۱۹

در مسجد جامع قلهک واقع در شریعتی بر گزار می گردد

حضور شما سروران گرامی باعث شادی ان مرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد

از طرف مادر داغدارش خانواده های علی نژاد کلانی و پور اقائی و بستگان و اشنا یان

قتل در با ز داشتگاه

خبر کشته شدن دختر دیگری از جمع با زداشت شدگان روزهای اعتراض های خیابانی مردم-کودتای انتخا با تی را سایت <<پارلمان نیوز>> منعکس کننده نظرات و اخبار فراکسیون اقلیت مجلس اعلام کرد  به مو جب این خبر (سعیده پور اقائی) فرزند یکی از رزمندگان جنگ با عراق بود  و پدر ش دو سال پیش در اثر عوارض نا شی از ترکش  شیمیا ئی در گدشت                                                           سعیده پور اقائی در یکی از شبهای بعد از کو دتا باز داشت شد و بعد از مدتی خبر کشته شدنش در بازداشتگاه و انتقال جسد به سرد خانه صنعتی جاده شهر ری به مادرش داده شد گفته می شود او نیز سر نوشتی بمانند سرنوشت ترانه موسوی داشته  و جسدش را پیش از انتقال به سرد خانه سوزانده بودند تا اثار جرم را پاک کرده باشند محلی که وی را دفن کر ده اند نیز قطعه ۳۰۲ بهشت زهراست که در ان شمار زیادی از قربا نیان کو دتا را پنهانی دفن کر ده بودند اکنون این قطعه توسط خانواده قربا نیان شنا سا ئی شده است . در مراسم بزرگداشت و ی که اگهی ان  را در بالا می بینید میر حسین  موسوی نیز حضور یافت                                                                                                 

 

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در دوشنبه نهم شهریور 1388  |
 نگاهی به زندگی همایون صنعتی زاده

درگذ شت همایون صنعتی زاده را پیشتر به اگاهی شما رسانده بودیم دراینجا نگاهی  کوتاه به زندگی او داریم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه هشتم شهریور 1388  |
 اهرمن ننگت باد- از مسعود سپند

باز ملای پلید و شیاد

ایت ظلم و تباهی و فساد

مظهر ریب وریا و بیداد

پای در کوچه کشتار نهاد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه هشتم شهریور 1388  |
 گو افتاب بر اید- شعر تازه ای ازسیمین بهبهلنی

ابیات مصحف عشقم

کس خواندم نتواند

وان کس که مدعیم شد

غیر از دروغ نخواند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه هشتم شهریور 1388  |
 ازادی - از مسعود سپند

زغیرت تخانه دل ها توان می خواهد ازادی

توان از همت ازادگان می خواهد ازادی

کنار رود مردم در تب وتاب خیا بان ها

نه سرو بسته پا-سرو روان می خواهد ازادی

نمی گنجد بلند عشق در کوتاه استبداد

برای پر گشودن اسمان می خواهد ازادی

به سرد و گرم این ائین فروشان دل نمی بندم

سری پرشور و قلبی مهربان می خواهد ازاذی

به اتش می کشد بیداد را فواره فریاد

به هم پیو ستن پیرو جوان می خواهد ازادی

که تا دنیای ظلمت پیشه گان را تیره سازد ازادی

زچشم گلر خان تیر و کمان می خواهد ازادی

به امیدی که بابک ها  سپندا ران بر افروزند

چراغش رو غنی از عطر جان می خواهد ازادی

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه هشتم شهریور 1388  |
 برای انسان این قرن- شعر تازه ای از سیمین بهبهانی

برای انسان این قرن

چه ارزو می توان کرد

که در نخستین فرا گشت

خراب و خون ار مغان کرد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه هشتم شهریور 1388  |
 همایون صنعتی زا ده در گذشت

همایون صنعتی زاده کرمانی  بنیان گذار چا پخانه افست و بنیان گذار کاغذ پارس و نویسنده ومتر جم و مدیر انتشارات فرانکلین در سن ۸۵ سالگی در گذشت. در کذشت اورا به خانواده و به خصوص دختر او مهدخت صنعتی زاده و جا معه هنر و ادب ایران تسلیت می گوئیم

|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه هشتم شهریور 1388  |
 اوریا فا لا چی و زندان" غیر ا ستاندارد" از نو شا به امیری

من ۵۷ سال دارم  وبیش از ۴۸ سال سابقه کار از بچگی گو ینده را دیو بودم از ۱۶ سالگی در مدرسه روز نا مه دیواری درست می کردم تکلیفم هم از اول روشن بوداوریا فالاچی ایران خواهم شد                                                               


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388  |
 شا هدان زنده جنا یت
موج سبز ازادی به نقل از تایمز انگلیس با همکاری عفو بین الملل و منا بع معتبر خود گزارش کا ملی از تجا وز به باز داشت شدگان را فاش سا خته است. در این گزارش امده رضا نو جوان ۱۵ ساله ای است که در مر کز ایران - در یک خانه امن پناه گرفته است اما به تا ئید پزشک معالج  قصد خود کشی دارد.وی به همراه عده ای نو جوان هم سن و سال خود که حتی هنوز هم به سن رای دادن هم نرسیده اند در تجمعی دستگیر شده و در زندان بارها مورد تجا وز و حشیا نه و تحقیر جنسی قرار گرفته اند مجله تایمز تحقیر های جنسی علیه این زندانیان را معادل و  یا بد تر از انچه می داند که جمهوری اسلامی ایران    ایالات متحده را برای ارتکاب ان در زندان ابو غریب ملامت نمو ده است این نو جوان که نام وی - محل اقامت  و نام پزشک معالج وی نزد تا یمز محفو ظ است می گوید در روز اول در باز دا شتگاه نا معلوم سپاه یابسیج سه نفر لباس شخصی به وی حمله کرد ه اند و یکی او را به زور نگه داشته- یکی رو یش نشسته و دیگری روی وی ادرار نمو ده و سپس به طرز و حشیا نه ای به وی تجا وز کرده اند  وی در طول مدت زندان(حدود ۲۰ روز) بارها مورد تجا وز قرار گر فته است حتی پس از انتقال به باز داشتگاه رسمی نیروی انتظا می رضا برای خود کشی در زندان سر به زمین کو بیده است او شاهد تجاوز به چندین نفر دیگر نیز بو ده و به شهادت پزشک معالج و تا ئید نما ینده عفو بین الملل در ایران- ادعا های رضا مبنی بر تجاوز - جراحات جسمی- اسیب های رو حی و تحقیر های جنسی با وا قعیات منطبق است رضا شاهد زنده  مهدی کروبی- افشا گر تجاوز به زندا نیان در بند می باشد تجا وز کنند گان به رضا می گفته اند این کا ر ها را در راه خدا انجام می دهیم وسزای معتر ضین به نظام اسلامی همین است      گو یا صورت وی را در مد فوع فرو کر ده اند  و در اعتراض به تجاوز باز جوی وی دو باره به او تجاوز نموده است
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه یکم شهریور 1388  |
 یا د داشت ها ئی به جای شعر - میرزا اقا عسکر(مانی)

در شکنجه گاه

او چنگ در گلو بند تو انداخت

مهره ها گسیختند

و ما بر زمین ریختیم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود نفیسی در یکشنبه یکم شهریور 1388  |
 
 
بالا