زغیرت تخانه دل ها توان می خواهد ازادی
توان از همت ازادگان می خواهد ازادی
کنار رود مردم در تب وتاب خیا بان ها
نه سرو بسته پا-سرو روان می خواهد ازادی
نمی گنجد بلند عشق در کوتاه استبداد
برای پر گشودن اسمان می خواهد ازادی
به سرد و گرم این ائین فروشان دل نمی بندم
سری پرشور و قلبی مهربان می خواهد ازاذی
به اتش می کشد بیداد را فواره فریاد
به هم پیو ستن پیرو جوان می خواهد ازادی
که تا دنیای ظلمت پیشه گان را تیره سازد ازادی
زچشم گلر خان تیر و کمان می خواهد ازادی
به امیدی که بابک ها سپندا ران بر افروزند
چراغش رو غنی از عطر جان می خواهد ازادی
|
+| نوشته شده توسط
محمود نفیسی در یکشنبه هشتم شهریور 1388
|