|
|
|
|
|
گو یند جوانی همه عیش و طرب است پیری همه سستی و رنج و تعب است چون هر دو گذشتنی است پس بر هر یک نام و لقبی دگر نها دن عجب است ایا م جوا نی شرری بود و فسرد نا امده باز گشت و نا زیسته مرد بر قی بد و جست و خیرگی ماند به جا ی شمعی بدو مرد و رو شنی با خود برد صد جا مه در ویش به تن چا ک شود تا کا خ تو ا نگری بر ا فلا ک شود زنهار توا نگراکه گر کا خ تو نیز چون تخت تو وا ژ گون شود و خا ک شود |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 21:16 توسط محمود نفیسی
|
|
||