|
|
|
|
|
گر دست دهد دیداربا یار دلا ویزم جا ن در نظرش با زم سر در قدمش ریزم جا ن را ننهم مقدار تا در بر جا نانم از اب بشو یم دست چون بر سر کا ریزم با ما یه وصل او سیمرغ سبک رو حم در سا یه انس او اهوی سبک خیزم ان ما یه چو در کف نیست پروا نه بی با لم وان سایه چو بر سر هست پیما نه لبر یزم گر گرد سر را هش با اشک همی شویم گه خاک سر کویش با مژه همی بیزم گر رخ نگشا ید یار کو دیده که بگشا یم ور دست نگیرد دوست کو پای که بر خیزم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 21:49 توسط محمود نفیسی
|
|
||