|
|
|
|
|
شعر ژا پنی شعر ژا پنی ظریف و دلپسند استو پیش از انکه شعر با شد بیک تا بلوبیک نغمه ی کو تاه و گیرای مو زیک و بیک لبخند معصو ما نه شباهت دارد..این شعرها با سا دگی کو دکا نه خودانعکاس طبیعیزند گانی مردمزرا عت پیشه ای است که اکنون زیر یوغ خدا وندان دلار از اسایش شکوهمندی که شا یسته انا نست دور مانده اند"باران"در اینجا چند شعر یا نغمه ژا پنی می اورد. نا گفته نبا یست گداشت که همه زبا نها برای با ز گو کردن لطا فت سا ده ی این اشعار نا رسا و خشن است. و اگر با کلمات سا ده تری بر گردان شده است برای ان است که لطا فت ان "تا حد امکان"حفظ شده باشد. درد عشق نه طبیب - نه چشمه سار "اریما: بیمار عشق در مان نمی شود خا ر خسکها هر گه از کوه گدر او فتدم دا منم خار خسکها گیرند خار خسکها بگذا ریدم روز بگذشتست - خور شید فرو خوا هد خفت فا خته تنها- در را ه کو هستا نی ازترس می لرزم: فا خته! نغمه ای پرداز. اشا ره ان وقت زو رق می رود با با دبان بلند بر افرا شته و در میهمانسرا-دختری از استا نه اشا ره می کند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 0:36 توسط محمود نفیسی
|
|
||