|
|
|
|
|
بی تفا وت گیرم همه عیب و هجا یم گویند از من چه زدود گیرم که همه راه ثنا یم پو یند بر من چه فزود ان شا خ شکو فه در چمن می خندد بی منت کس گل های بهار از زمین می رو یند بی گفت و شنود |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 15:21 توسط محمود نفیسی
|
|
||