|
|
|
|
|
لیک دو ر از سایه ها بی خبر از قصه دلبستگی ها شا ن از جدائیها از پیو ستگی ها شا ن جسمها ی خسته ما در رکو د خویش زند گی را شکل می بخشند. شب به رو ی جا ده نما ک ای بسا گفته ام با خود زند گی ایا درو ن سا یه ها ما ن رنگ می گیرد؟ یا که ما خو د سا یه های سا یه ها ی خو یشتن هستیم؟گرد ها ری تیکو می گو یدبه نظر من مهمترین شعر این اثر سعر دنیا ی سا یه ها است که یک شعرسمبو لیکی است و در ان عنصرجدیدی بکا رفته است . شا ید این شعر تحت تا ثیر نو ل بوفکو ر صا دق هدا یت که برای سا یه خو د نوشته سرو ده با شد. این نسبت را قسمت پنجم شعر به ثبو ت می رسا ند که بر نقش بوفکو ر پا ی می فشا رد( بخشی از این قسمت در بعضی از دیو ان ها ی شعر فرو غ نیا مده است ازجمله دیوا ن کا مل فرو غ چاپ الما ن ازانتشا را ت نوید)در هر صو رت قسمت پنجم چنین شرو ع می شو د:همچنا ن شبکو ر می گریزم رو ز و شب از نو ر تا نتا بد سایه ام بر خا ک دراتا ق تیره ام با پنجه لرزان را ه می بند م به رو زنها می خزم در گو شه ای تنها ای هزا ران رو ح سر گردا ن گرد من لغزیده در تا ریکی سا یه من کو؟این شعر شبا هت ها ی زیادی به حا لا ت هدا یت دا رد وقتی که تنهای تنها در اتا ق خا نه اش نشسته با شد. دو سمبو ل تا ریکی و سا یه کا ربرد دیر پائی دا رند.هر دو یک چیز هستند یعنی تا ریکی و لیکن این عنصر همیشگی سا یه را می بلعد فرو غ راجع به ما هیت سا یه به سوءال می نشیند:زند گی ایا درو ن سا یه ها ما ن رنگ می گیرد؟ یا که ما خو د سا یه های سا یه های خویشتن هستیم.به دنبا له شعر تو جه کنید.ای هزا را ن رو ح سر گردان گرد من لغزیده در اموا ج تا ریکی سا یه من کو؟ نو ر وحشت می در خشددر بلو ر با نگ خامو شم سا یه من کو؟ سا یه من کو؟(بقیه شعر را در قسمت بعد به خو انید) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 18:49 توسط محمود نفیسی
|
|
||