|
|
|
|
|
...هنو ز خود را نمی تو انستم ادا ره کنم که پدر م بد رود زند گی گفت و مر ا در میا ن این همه دردو رنج زندگی تنها و بی یا ور گذاشت....او رفت و خو شی ها ی اتی را هم - اگر احیا نا ممکن بو د چیزی از خو شی در طا لع من بو ده با شد.- با خو د برد...از پس مرگ او اگر بگو یم بک ما ه متو الی روی خو شی ندید م با ور کنید.ان سال که پدرم در گذشت کلاس نهم را تما م نکر ده بو دم و او که ان همه ارزو دا شت اتیه خو شی برای من ببیند به مراد دل نر سیده از این دنیا به سرای جا و دا ن شتا فت..سربار همه فکر و اندشه ها ی خا نو ادگی مدرسه را ترک نگفتم و با علا قه و همتی که ذا شتم ان را تا انجا که سر نو شت اجا زه داد ادامه دادم......تهران -۱۸/۱۰/۱۳۲۲ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 18:1 توسط محمود نفیسی
|
|
||