|
|
|
|
|
ومضمو ن این پیا م را در سرو ده اش چنین می خو انیم : تا بشیر تا بنا ک رو ز دا من گسترا ند از فراز کو هسا ر دو ر بر دامان صحرا بو سه رگبا ر دشمن -دور از چشم عزیزان سو ی خاک و خون کشاند پیکرخونین مارا همسر من! زندگی هر چند شیرین است-اما دو ست دارم با تمام ارزودر راه انسا نها بمیرم دو ست دارم کز نشیب جو یبار زندگا نی قطره ای شفاف با شم در دل دریا بریزم چهره بر دامن مکش تا پا سدار شب نگو ید همسری از(ننگ)راه شوهر خو د شرم دارد لاله ای خونین به رو ی سینه بنشان تا بگو ید همسر محکوم قبلی کینه تو زو گرم دارد بچه ها یم را مو اظب باش همچون چشمها یت تا نگیرد چهرشا دا بشان را گرد ذلت رو زگا ری گر بپر سید ند از احو ال با با گو که با لبهای خندان کشته شد در راه ملت |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 20:15 توسط محمود نفیسی
|
|
||