تبليغاتX
باران - وصیت نا مه ها ی عجیب و غریب
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
شخص متمولی بتا زگی در شهر ژنو  در گدشت . از این شخص او لا د و عیالی  با قی نما نده است . در وصیت نا مه ای که نو شته است مبلغ زیادی  برای یک زن معین نمو ده است و نوشته:چو ن در سن بیست سالگی من عاشق این خانم شدم و خو استا ر ازدواج با اوـولی این زن به مو اصلت با من تن نداذ و در نتیجه ۵۰ سال مرااز مشقت عیال داری  رهائی بخشید  لذا به پاس این مو هبت و برای تشکراین مبلغ را به او تقدیم می کنم.و یکی از وکلا ی عدلیه فرانسه هفتا د و چها ر هزار  فرانک  دا رائی خو درا و قف  دارالمجا نین نمود و در و صیت نا مه خو د نو شت چون این    پو ل را من از دیوانه ها یعنی اشخا صی که مرا فعه می کنند دریا فت        نمو ده ام لذا به هما نها مسترد می دا رم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 17:17  توسط محمود نفیسی  |