تبليغاتX
باران - خوا هرم حما م گر فته است از بو تا نیا النصیری ترجمه محمود نفیسی قسمت چها رم
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
بعد سینه و با زروان و شکم و زا نو ها و پا هایش را با علا قه و شو ر و شدت زیا د saشستشو داد. انچه را که از اب مانده بو د سرا زیر کرد. با اب تا زه دو یا سه دفعه سرساماه  samahرا شست و وقتی که دید زن همرا هش شانه چو بی را گرفت و مو های فرفری اورا شانه کرد  زن هم دست بکا رشدو مو ها ی او را از میان فرق سر به دو طرف جمع کرد. حا لا دختر ان چنان تر و تازه و با طراوت و زیبا به نظر می رسید که مانند عرو سک شده بو د  تا حدی که مادر از دو ر دست نگا هی اهسته و دز دکی به او اندا خت و بلا فا صله رو ی خو د را بر گرداند. با این سفیدی و پا کیز گی و نظا فت درست  ما نند رو زی که به دنیا امده بود شده بو د. در این میا ن کو چکترین خواهرسه سا له مو فرفریش- در اطراف در گیرافتا ده بود . برای لحظه ای صحنه حمام کردن خو اهرش را تما شا کرد و بعد بو سط اتا ق بر گشت و دستهای خو د را بهم زد و با خوشحالی و شعف کو دکا نه ای این عبارت را چند بار تکرا ر کرد خواهرم حمام گرفته است- خوا هرم حمام  گرفته است و خواهرم ...........(پایان)
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 0:38  توسط محمود نفیسی  |