تبليغاتX
باران - برادری در مشهذ خواهر خو درا برای اینکه فاسد نشود به قتل رساند
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
ازمیان خبر ها خواندم:پدر خانواده   فوت کرده بود. و پسر نان اور خانه شده بود .فقر  وتنگدستی به  خانواده فشار اورده بود   یک رو ز  پسر   خواهر ۱۲ ساله خودرا به جنگل های نزدیک  می برد و در حالیکه گریه می کند گلو ی خواهر خودرا اتندکی فشا ر  می دهد . دختر می گو ید:برادر  برای چه گریه میکنی؟   ایا به به یاد فو ت  پدر افتا ده ای؟ یا برای   اینکه  من گاهی بستنی یا رو سری از تو می خواهم  .من دیگر قو ل  می دهم  که بستنی  و رو سری نخواهم   . اما برادر  در حالیکه  گلو ی خواهر را فشا ر می دهد میگوید:نه ما فقیریم  من تنها نان اور خانه هستم  و میبینم  که پو لی که بدست می او رم کفاف مخا رج  زندگی ما رانمی کند   همه چیز گران است   . ما در فقر بسر می بریم فقر و تنگدستی بد ترین حا دثه ای است  که برای خا نوا ده ای   میتواند پیش بیاید  نگران ان هستم که تو در اینده مثل  بسیاری  دختران دیگر   مجبو ر شو ی به فسا د روی او ری  ومن  نمی خواهم تو  فاسد شوی     وبه فساد روی اوری    و بر فشا ر بر گلو ی خواهر خو د می افزاید   دختر دیگر صدای برادر را نمی شنو د  واشک ها ی او را نمی بیند برای اینکه  فشار دست برادر  بر گلو ی او  او را خفه کر ده است. به کجا ی این شب تیره  او یخته ایم    بنشینیم   و بیا ندیشیم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 12:0  توسط محمود نفیسی  |