|
|
|
|
|
قا صدک هان چه خبر او ردی از کجا و ز چه خبر او ردی خوش خبر باشی اما گرد با م و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه زیاری -نه زدیار و دیاری- باری برو انجا که بو د چشمی گو شی با کس برو انجا که تو را منتظرند قا صدک در دل من همه کو رند و کرند دست بردار از این در و طن خو یش غریب قا صد تجربه های همه تلخ با دلم می گو ید که درو غی تو درو غ که فریبی تو فریب قا صدک!هان ولی اخر..ای وای.. راستی ایا رفتی با باد با توام - ای- کجا رفتی ...های راستی ایا جائی خبری هست هنو ز ؟ما نده خاکستر گرمی جائی؟ در اجا قی - طمع شعله نمی بندم - خردک شرری هست هنوز؟ قا صدک ابرهای همه عالم شب روز در دلم می گریند |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 21:36 توسط محمود نفیسی
|
|
||