|
|
|
|
|
یا دم نر فته که در باره محمد علی افراشته قو ل داده ام که خلا صه ای از زندگی نامه او را بیا و رم بزو دی اینکا ر را خوا هم کر د ولی حالا دو شعر از او میا ورم بشکنی ای قلم بشکنی ای قلم- ای دست - اگر پیچی از خدمت مظلو مان سر این شعا ر است که دادم هستم روی این قو ل شرف تا اخر تا جان در تن و خون در بدن است بسته ام پشت چلنگر سنگر نو کر ملتم - ارباب عزیز قدر دان است -به نو کر- چا کر هر چه راهست صلاح ملت فاش می سا زم بی خو ف و خطر !خانه ام غارت او با شا ن شد این یکی دیگ گرفت ان دفتر! که چه؟سر خم کنم ار اون طرفی این چنین سر برو د زیر تبر! پا لتو ای چا رده ساله پا لتو ی من!ا ای رفته سر استین و دامن ای انکه به پشت و رو رسیدی جر خو ردی و صله پنبه دیدی هر چند رنگ و رو نداری وا رفته ای و اتو ندا ری گسته یقه اتچو قاب دستما ل صد رحمت به لنگ حما ل پا ره پو ره ای چو قلب مجنون !چل تکه چو بقچه گلین جون ای رفته و به نا ز امدی باز صد بار گرو دکان رزاز خواهم از تو از طریق یاری امسا له مرا نگاه دا ری این بهمن و دی مرو تو از دست تا سال دگر خدا بزرگ است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:12 توسط محمود نفیسی
|
|
||