تبليغاتX
باران - سگ اثر باجین برگردان محمو د نفیسی فسمت هفتم
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
یک رو ز یک جفت ساق  پای زیبا  مشا هده کردم  که در طو ل پیا ده رو قدم می زد  نه در وا قع قدم نمی زدبه نظرم می امد  که ا نها در حا ل رقص  در پیا ده رو خیا با ن هستند . کا هی وقت ها انها  در یک درشکه  مسا فر کشی ظا هر می شدند در حا لیکه  بر رو ی هم پیچ و تا ب می خو ردند. هر وقت ان دو ساق پا را از  مسا فت بسیا ر دو ر می دیدم  متو جه می شدم که بطرف انها  به را ه افتا ده ام  ولی بمحض اینکه  نگا ه ثا بتم به انها می افتا د  ذهن و شعو رم  به من هشدا ر می داد- مو ا ظب  باش - تو انسا ن نیستی . ودر ان هنگام     جرئت و شها مت خو د را از دست می دا دم . یک رو ز (puppy)پا پی  سفیدی  را دیدم که در کنا ر ان جفت ساق پا  ارمیده است . صو رتش بسیار نزذیک به انها بو د  وحتی از جا ی پا شد  و به بالای انها پرید این     مو ضو ع برایم نو یدی بو د  زیرا نشا ن می داد که نزدیک شدن به سا ق ها فقط مخصو ص انسا ن نیست حتی سگها اجا زه دا شتند  به این دو ستی  و نز دیکی دست یا بند . با این اندیشه بی درنگ به سو ی ان         پا های قشنگ دو یدم . اما پیش از اینکه بتو انم  به انها نز دیک شو م  دستی از جا ئی دراز شد و مرا چنگ اندا خت. (این سبب می شو د که رو شنا ئی را به بینی) این ها کلما تی بو د که بعد از پر تا ب شدن به رو ی زمین شنیدم . دچا ر  سر گیجه بو دم  از خشم به جو ش و خرو ش امدم  . ستا ره ها را دیدم و بیهو ش شدم    چها ر چنگو لی افتا ده بو دم .تمام اطراف من صو رتها ئی  درحال مسخره کردن بو دند  و سا ق ها نا پدید     شده بو دند. خنده های تمسخر امیز گو شم را می ازرد.خو درا از انظار پنهان کردم و پا به فرار گذا شتم  فقط پس از این ما جرابطو ر کا مل شرایطم را فهمیدم. در گذشته خرسند  و خشنو د بو ده ام که ما نندیک سگ      زندگی کنم  و یا یک چیزی شبیه ان - حا ل اگا ه شده ام که بیش از اندا زه رو ی خو د حساب کر ده بو دم با  قلبی  شکسته به معبد بر گشتم  . زیر محراب نشستم و غرق در دریا ی فکر شدم  puppyسفید کو چولو را دیده بو دم  که چگونه در کنا ر ان ساق ها ی قشنگ ار میده است . زندگی را حتش  را  در ان خانه دیدم با ان غذا های خو ب که می خو رد و پو شش ها ی گرم که داشت و ان نو ازش ها ی عا شقانه و ظریفا نه که نثار او می شد (ادامه دا رد)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 13:0  توسط محمود نفیسی  |