|
|
|
|
|
می گو یند که ا فتا ب ـبی اندازه زیباو منظره گلها ئی که در کنا ر رو د خا نه بر روی اب ریخته اند -بسیار دلا و یز است وپرو از با شکو ه پرندگان بسیا ر تما شا ئی! . می گو یند که شبها رو شنا ئی دلکشی چهره اسمان را می اراید . بر روی در یا ئی که امو ا جش روح را به اهتزاز می او رد .و کشتی ها با با دبا ن های سپیدمیخرامند. میگو یند:که رنگ گلها از عطر انها هم دلپذیر تر و رو ح نو از تر است . میگو یند:دره ها /کو هها/ چمنها /و بیشه ها / بویژه سحر گا هان بقدری لطیف و دلکش است که انسان در برابر این همه عظمت به زا نو در می اید. اما من نه ان دریا را که و لو له امو اجش بگو شم می رسد میتوانم دید نه ان گلهای رنگا رنگ را/نه اسما ن را/نه افتا ب / نه در ختان / ونه ان پرندگان رنگین پر وبال را و نه رو شنا ئی صبح را و از ندیدن انها هم غمگین نیستم . خدا یا!من دیدن هیچ یک از لطا ئف این جهان گذران را ارزو نمی کنم اما ای کاش یکبار/فقط یکبار/ روی ما در م را می دیدم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 17:58 توسط محمود نفیسی
|
|
||