|
|
|
|
|
زنی که صا عقه وار - انک - ردای شعله به تن دارد فرو نیا مده خو د پیداست که قصد خر من من دا رد همیشه عشق به مشتا قان پیام نخواهد داد که گاه پیراهن یو سف کنا یه ای از کفن دا رد کیم - کیم که نسو زم من ؟ تو کیستی که نسو زانی؟بهل تا بشو د ای دو ست هر انچه قصد شدن دارد دو باره بیرق مجنون را دلم به شو ق می افرازد دو باره عشق در این صحرا - هوای خیمه زدن دارد زنی چنین که تو ئی بی شک شکوه و رو ح دگر بخشد بدان تصور دیرینه که دل ز معنی زن دارد مگر به صا فی گیسو یت هوای خو یش به پا لا یم در این فضا که نفس در وی همیشه طعم لجن دا رد(منزوی) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 20:3 توسط محمود نفیسی
|
|
||