|
|
|
|
|
هروقت می دیدمش - می گفت :- تا ادم امریکا نره - به جا ئی نمی رسه >>. نو جوانی بو د - بالا خره را هش را گیر اورد و به امر یکا رفت رو ز گذشته در خیا با ن دید مش - گفتم:زود بر گشتی - گفت - اره امریکا جای مو ندن نیست . گفتم چرا؟ چونکه مر دمو نش خیلی ما ذی هستند . اصلا رو ح ندارند . - می دونستم پسر خیلی با هو شی هستی - اماانتظار نداشتم ظرف دو ما ه به این مو ضو ع پی ببری -چرا... فو را معلو م میشه . ببین - مثلا اگر تو امریکا یه نفر تو خیابو ن غش کنه و بیفته -کسی سر شو بر نمی گر دونه نگا هش کنه . پرسیدم چرا؟ -- برای اینکه تو امریکا - هر کا ری به اصطلاح یک تشکیلات مخصو ص دا ره - مسئو لیت هر تشکیلاتی هم رو شنه ....به همین دلیل هم اگر کسی تو خیابو ن بیفته غش کنه - انگا ر نه انگا ر ...هر کسی میره دنبا ل کا ر خو دش .. میگن ما ما لیات می دیم برای چی؟...برای همین چیزها برای همین رو زها .... با ید امبو لا نس مجهز بهداری با دکتر و پرستار بیاد و فو را مر یض را به نز دیکترین بیما رستان شهر دا ری بر سو نه ..... می خو استم بگو یم :راست میگی وا قعا مر دما نی بی رو حی ین . اما فر صت نشد - چونکه تو یک شلو غی گیر افتا دیم . مر دم در یکی از خیابا ن ها ی بزرگ استا مبو ل سر یک چها ر راه جمع شده بو دند و از سر و کو ل هم با لا می رفتند و با هیجان و کنجکا و ی گفتگو می کر دند . از دحام چنا ن بو د که رفت و امد بند امده بو د هر کسی هم می رسید به این جمع اضا فه می شد همراه جوانم پرسید: چه خبره؟ گفتم:به نظرم کو لیها دارن خرس میر قصو نن ..این نمایش بومی امرو زها از نو مد شده یکی از مردما ن گفت:فکر نکنم ... دارن صا بو ن لکه گیری می فرو شن .... حتما فرو شنده داره طرز استفا ده شو نشو ن میده . من کنجکا و شدم .. جمعیت را شکا فتم و رفتم جلو - زن جوانی رو زمین افتا ده بو د .دندا نهایش قفل شده بو د - دستهایش را مشت کر ده بو د . سیا هی چشمها یش دیده نمی شد - بدنش مثل فنر کشیده می شد و یکهو مثل مرغ سر بریده پرت می شد به هوا با سر می افتا د به زمین .به مردمی که دور این زن حلقه زده بو دند نگا ه کر دم نیش همه شا ن با ز بو د گفتگو می کر دند : چه کله محکمی داره ما شا لا -چن دفعه با مخ او مد رو زمین انگا ر نه انگا ر ...یه چیکه خون از سرش نیو مد - دهنو شو دهنو شو چه کفی کر ده ... دامن زن بیچا ره پس رفته بو د و پر و پا یش دیده می شد . به جو انی که از امر یکا بر گشته بو د نگا ه کردم - چشمش به پر و پای زن جو ان بو د . مردم گفتگو میکردند :یکی با ید بره به کلا نتری تلفن کنه --- این دو ر ور ها پلیس گیر نمییا د ! -- بابا یه مسلمو ن نیست که بره یه لیوان اب خنک بیا ره بریزه تو حلق این زن بیچا ره ؟...- یه بنده خدا گیر نمیا د که این بیچا ره رو مشت و ما ل بده ؟(ادامه دارد} |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 22:26 توسط محمود نفیسی
|
|
||