|
|
|
|
|
به عصیا ن سخن شد در شهری خفته روانه شکنجه گاه شدیم در زندانی بی مرز زبان های بریده و فرود پیاپی برا جساد نیمه جان بیداد سرما نگاه مرگ در بند جو خه ی اعدام فرامو ش خانه زندگان زمزمه خنده های مستانه در گوش اهنگی شوم مرگ بر دیوارهای بند می کو بد زنجیر ها به شرم امده اند به عصیان سخن می اید امیدی اندک صبح را می بینم (رفیق سیامک) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:25 توسط محمود نفیسی
|
|
||