|
|
|
|
|
درست و دقیق همین امروز بود! تو این بار فتح شدی که: که فتح اشکار تو به این شکست های بی بهانه بود می دانم که این رفتن نیست و ما هم به تو خواهیم پیوست و دوباره تورا خواهیم دید که اینگونه گفتی: من به چشمهای بی قرار تو قول می دهم : ریشه های ما به اب شا خه های ما به افتاب می رسد ما دو باره سبز می شویم! شا ید تو هم اکنون مثل یار قدیمی ات(سید حسن حسینی) زمزمه می کنی: هیچکس داد من از فریاد جان فرسا نداد عا قبت خامو شی مطلق به فریا دم رسید شاید هنوز حرف هایت ناتمام مانده بود و لی تقدیر این بود که ابان این بار زود بیایدتا دیر نشود روز و صا لت ... حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی پیش از انکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو نا گزیر می شود . ای! ای دریغ و حسرت همیشگی نا گهان چقدر زود دیر می شود! ازوب لاگ <ترمه> ابراهیم شاد مهر |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:33 توسط محمود نفیسی
|
|
||