تبليغاتX
باران - این جبهه عشق - قسمت دوم
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
دوستی می گفت:روحیه ات را نباز . هدف انسان دوستان ازادی خواه حق بو ده و راه ان ها درست است .در تداوم تاریخ پیروزی نهائی با انهاست  مشکل تو عجله می با شد . گما ن می بری همین فردا بلا درنگ خواهی توانست سعادت تو فیق را در اغوش گیری . هرگاه به روند تحولات اجتماعی با دیدی علمی و عقلا نی بنگری این عقب گر دهای مو قتی و مشکلات  نا شی از ان در حوزه های مختلف زندگی برایت امری طبیعی جلوه نموده و با هضم منطق فو لا دین  حاکم بر روند  تکامل جامعه با نگرشی تا ریخی همه این موارد برایت عادی و قابل درک خواهد شد. ان گاه با خویشتن داری و زدودن مو ریانه هائیکه روا نت را می خورند و هردم می پو ساندت  به پالایش روحی خویش نائل خواهی شدو دوباره به زندگی و اینده امید وار .. وبازیگر شایسته ی شخصیت انسانی ات در عرصه زندگی اجتماغی خواهی شد . اری لحظه ای تا مل  - درنگ و تفکری ژرف -بازهم جست و جو .. می بایست تا خودرا از این بن ..بست روحی و فکری وا رهانید. در خود وبرای خود گفت :دوباره هدف مند و امید وارانه می توان زندگی کرد..زیراسعادت و خوشبختی "تنها"رسیدن و در اغوش گر فتن هدف نیست - حرکت و تلاش در جهت " اهداف"انسانی  ست که عین نیک بختی نام دارد  ..ودران است که می توان برای زندگی معنائی ماندگار تعریف نمود   (پا یا ن)
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 14:47  توسط محمود نفیسی  |