تبليغاتX
باران - هنوز دار به جاست. از محمد قهر مان
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز

نوای صلح شنیدیم و گیر ودار به جاست

سپر زدست فکندیم و کارزاربه جاست

رسید سال نو از راه و رنج پار به جاست

خزان گذشت ولی حسرت بهاربه جاست

خرابی از پی هم می رسد چه حال است این

که هرچه سال نو اید دریغ پار به جاست

به شوق نور دویدیم در رکاب فریب

به شهر صبح رسیدیم وشام تار به جاست

اگر چه دیده ما شد زانتظار سپید

سیا هکاری شبهای انتظار به جاست

نشسته دست زجان عزیز چون منصور

به حرف حق مگشالب هنوز دار به جاست

اگر چه رفت جوانی چو تیر از نظرم

به دشت خاطرم از رفتنش غبار به جاست

زمین زخون شهیدان به موج امده است

هنوز نر گس ان ترک را خمار به جاست

به خانه خانه گردون چو مهره نردیم

که می رویم یکا یک ولی قمار به جا ست

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 22:52  توسط محمود نفیسی  |