تبليغاتX
باران - رزم رهگشا از زنده یاد ژاله اصفهانی
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز

من که ام؟ که ام؟

یک شهاب از شبان جدا شده!

با سپیده اشنا شده

دیده ای که نور  را

با سیاهی اشتی نمی کند

روح روشن ونهاد پاک

با تباهی اشتی نمی کند

در جهان اگر ستمگری و تیرگی و زور هست-

رزم رهگشا به سر زمین عدل و نور هست!

بر کتیبه بزرگ زندگی نوشته اند

فتح اگر نمی کنی-

می خوری شکست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 12:20  توسط محمود نفیسی  |