|
|
|
|
|
روی میز دعا -برابر او دو برگ کا غذ است که روی یکی نوشته شده (اسا می اشخا صی که با ید برای سلا متشان دعا خوانده شود)و روی دیگری (اسامی مر حو مینی که باید برای امرزش رو حشان دعا خوانده شود.) وزیر این عنا وین - اسامی زیادی نوشته شده است. زیر دست او - پیرزن کو چولوئی با قیا فه ای متفکر ایستا ده تو بره ای به پشت اوست. خا دم کلیسا - با تنبلی پشت گو شش را میخا راند:- دیگه کی؟زود با ش فکر کن. چه بیچا رگیه!من اخه وقت زیا دی ندارم . همین الان باس برم برای ... -همین الان - پدر ...خوب بنویس ... برای سلامتی اندره و داریا ی با وفا و بچه هاش {میری}-یک اندره ی دیگه {ان تیپ) - (ماریا)...-صبر کن - نه به این تندی ... مگه دنبال خر گوش میدوی ؟--(ما ریا)را نوشته ای؟ ... خوب حالا بنویس:(کی ریل) ( گوردیه) - (گراسیم ) کو چو لو - نو زا دش پا نته له ی).. این پا نته له ی را توی مر ده ها نوشتی؟ -صبر کن به بینم (پا نته له ی)مرده پیرزن اه میکشد: اه - اره مر ده خادم زیر لب بطور نا مفهوم میگوید:- پس واس چی میگی برا سلا متیش دعا بخونم ؟ باز قا طی کردی ..خوب مرتب بگو تا قاطی نشن - واسه امرزش کی میخوای دعا کنی؟ واسه امرزش؟ ... حالا .. صبر کن .. خوب بنویس !...ایوان- او دو نیا - یک داریای دیگه له گور... بنویس سرباز زا خاری .. از مو قعی که رفته سربازی چهار سال میشه- هنوز که هنوزه خبری ازش نیو مده .. ادامه دارد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:21 توسط محمود نفیسی
|
|
||