تبليغاتX
باران - جوا ب مکتوب از علا مه علی اکبر دهخدا
ادبیات و فر هنگ وهنر امروز
جوا ب مکتوب:علیا مکرمه محترمه  اسیر  الجوال  خا نم اولا از مثل  شما  خا نم  کلا نتر و کد با نو بعید است که چرا با اینکه  او لا دتان نمی ماند اسمش  را مشهدی   ماشاءالله ومیر زا ما ند گار   نمی گذارید.ثا نیا هما ن  روز اول که چشم بچه اینطور شدچرا پخش  نکر دی که پس  بر ود حا لا گذ شته ها  گذ شته است.من ته دلم روشن است   انشاءالله  چشم  زخم نیست همان ازگرما وافتا ب  این طور شده.امشب پیش از هر کاریکقدری دود عنبر نصا را بده ببین  چطو ر می شود.اگر خوب شد که خوب شداگر نشدیک کمی سر خا ب پنبه ای   یا نخی یک خر د ه شیر دختر یک کمی هم  بی ادبی می شود پشکل ماچلا غ توی گوش ما هی بجوشان بریز توی چشمش  ببین چطور می شود.اگر خوب شد که خوب شد  اگر نشد ان وقت سه روز وقت افتاب زردی یک کاسه بدل چینی اب کن بگذار جلوی بچه ان وقت نگاه کن بتورگهای  چشمش اگر  قر مز است هفت تکه گوشت لخم.اگر قر مز نیست هفت د انه برنج یا کلوخ حا ضر کن  و هر کدام را بقدر یک {علم نشره} خوا ندن بتکان ان وقت ببین  چطور می شود. اگر خوب شد که خوب شد اگر نشد سه روز نا شتا بچه را بی ادبی می شود گلا ب  برو تان  میبری  توی جا ئی و بهش  یا د می دهی که هفت  دفعه  این ورد را بگوید:   "۰۰۰۰۰۰۰سلا مت می کنم    خودم غلامت میکنم"   یا چشمم چا ق کن          یا هپول هپو لت  می کنم" امیدوارم دیگرمحتاج به دوا نشود. اگر خدای نکرده باز خوب نشد دیگر  از من کا ری سا خته نیست برو محله حسن ابا دبده اسیدفرج الله جن گیر نزله بندی کند.خادم اافقراء دخو علی شاه
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 0:41  توسط محمود نفیسی  |