|
|
|
|
|
سه سد ه بعد قرن سوم پیش از تو لد {عیسی}{چوا نک تسه} چینی در رویا می بیند که پر وا نه ایست وپس از برخاستن از خواب در حیرت است که ایا او پر وا نه ای نیست که به رو یا خود را در {چوا نک تسه}می بینده۸سده بعد قرن دوم مسیحی{نا گا ر جو نه } چنا ن میگو ید..۱۸ سده پس از بو دا قر ن دوا زده مسیحی ابلیس عطا ر ان {پیر رهبر}بر بشر سفر میکند: منم اینجا درون جمله عا لم بخود لعنت کند اینجا دما دم حقیقت بود اشیا دید ه ام من سرا پای فلک گر دیده ام من همه دنیا بنز د من سرا بیست همه نزدیک عقلم همچو خوابیست مرا دنیا مسلم شد به یک بار که یک یک میکنم از خوا ب بیدار { جو ا هر الذات جلد دوم صفحه ۶-۴۸۳ چاپ تهران ۱۳۱۵} وسپس مو لوی در دیوا ن شمس گوید: جها ن هیچ و ما هیچا ن وخواب ما پیچا ن اگر خفته بدا نستی که در خوا بم چه غم بو دی خیا لی بیند ان خفته با ند یشه فر و رفته اگر زین خواب اشفته بجستی در نعم بو دی یکی زندان وغم دیده یکی با غ ارم دیده و گر بیدار بودی او نه زندان نه ارم بو دی "دیوان شمس چاپ هند ص۷۸۱ودر ۲۲ سده بعد قرن شا نز ده مسیحی شکسپبرانگلیسی رویای زندگی را در یا فت :انچنان چیز ها ئیکه در رویا دیده میشود ما نیز هما نیم.و این حیا ت حقیر ما را خوابی گران فرا گر فته است.{تو فان -پر ده چها رم صحنه اول} بقیه دارد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 21:31 توسط محمود نفیسی
|
|
||