|
|
|
|
|
س راب اثر جاناتان وینترز jonathan wintersخانه کهنسال بود در درون خانه بین افراد خانواده عشق و مهر بانی زیا دی بر قراربود هر اتاق پر از خنده وشادی بود پدر ومادربیشتر او قات را در اتاق ما بودند اگر یکی از ما بچه ها مشکلی داشتیم ویا مریض بودیم انها انجا بودند اگر اشکالی در درسها یمان داشتیم پدرکمک می کرد اوه چه عشق و علاقه ای در ان خانه قدیمی وبز رگ بین افراد خانو اده بر قرار بود هیچگاه تنها نبو دیم همه بی اندازه یکدیگر را دوست داشتیم تعداد ما همیشه زیاد بود هر کدام ما یک سگ وگربه داشت که با انها بازی می کرد اوه چقدر اسباب بازی داشتیم بسیاری کار های روزانه داشنتیم که می بایست انجام دهیم ولی همه بطور جدی دست بکار می شدیم وکار ها را رو به راه می کر دیم واین هم اهنگی همه چیز را بر ما اسان می ساخت تنها ایرادی که می توا نم بگیرم این است که ما اینقد ر کار ها در خانه می توا نستیم انجام دهیم که هیچگا ه دلمان نمی خواست به دنیا خا ر ج پا بگذار یم اکه هی اکه هی با که دارم شوخی می کنم که را دست انداخته ام تمام اینها که گفتم یک سراب بود اینجا در یتیم خانه "گوستاو" نه ما دری وجود دارد نه پدری "پا یان" تر جمه محمود نفیسی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 13:19 توسط محمود نفیسی
|
|
||